سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
.:: در کوی بی نشان ها ::.


مقامات غربی بارها تکرار کرده اند که هدف از تحریم‌ها و فشارها ضد ایران، خسته و از صحنه به در کردن مردم و وادار کردن مسئولان به تجدید نظر در محاسبات خود است، اما آنها اشتباه می‌کنند و به هدف خود نخواهند رسید، زیرا این روسیاه‌های بد محاسبه‌گر، تصور می‌کنند نظام اسلامی در شرایط شعب ابی طالب است.

ادامه مطلب...


+ توسط : فواد |سه شنبه 20 دی 90 ساعت 10:14 عصر نشان از بی نشانها [ بی نشان] |


حسین می‌گفت "اگر قرار باشد اصل ولایت فقیه در قانون اساسی نباشد پس برای چه انقلاب کرده‌ایم؟ اگر نباشد، انقلاب‌مان به هدر می‌رود و بعد از مدتی از بین می‌رود و دوباره همان‌هایی که بودند برمی‌گردند. این همه جوان از دست دادیم که انقلاب شود تا ولایت و سرپرستی یک فقیه در کشورمان برپا شود".شهید سیدحسین علم‌الهدی همان دانشجوی پیرو خط امامی است که عاقلانه فکر و عاشقانه عمل کرد. در سالروز شهادت این علمدار غریب جبهه‌های هویزه پای سخنان زهره و خدیجه علم‌الهدی خواهران این شهید نشستیم. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:


ادامه مطلب...


+ توسط : فواد |شنبه 17 دی 90 ساعت 11:16 عصر نشان از بی نشانها [ بی نشان] |



خدایا! آرزو داشتم در این دنیا و در  این زندگی فانی و فنا شدنی حداقل برای یکبار هم که شده امام زمان ، حضرت حجت بن الحسن عسگری (عج) را ملاقات نمایم ، ولی نشد و امیدوارم در هنگامیکه آخرین قطره خونم در این دشت کربلای کرخه می ریزد امام زمان را ملاقات نمایم .


منبع : سایت ستاد یادواره شهدای منطقه ارسباران


+ توسط : فواد |شنبه 21 آبان 90 ساعت 11:3 عصر نشان از بی نشانها [ بی نشان] |


  



...به او گفتند تو یک برادر تقدیم انقلاب کردی تو کجا می روی. گفت او به وظیفه خود عمل کرد ومن به وظیفه خود عمل می کنم. ...آتش دشمن خیلی سنگین بود. می رفت تا یک بی سیم پیدا کند. گفتیم نرو . گفت راستش را بخواهید برادر شهیدم امروز در بهشت مرا به ناهار دعوت کرده است... چند قدمی دور نشده بود که گلوله توپی کنارشان اصابت کرد... بعد از فرو نشستن گرد و غبار خود را به بالین او رساندیم...او دعوت برادرش را اجابت کرده بود.ناگهان متوجه ساعت مچی او شدیم...30/12 دقیقه بود. و شهید محمد اصغرزاده اکنون میهمان برادر شهیدش جواد شده بود.


+ توسط : فواد |جمعه 20 آبان 90 ساعت 5:58 عصر نشان از بی نشانها [ بی نشان] |


این روزها کرمانشاه میزبان مهمانی است که هر میزبانی تمنای مهمانی‌اش را دارد؛ مهمانی که سراسر نور و از سلاله پاکی‌‌ها و فرزند زهراست، این روزها کرمانشاه میزبان آقاست ...


گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، هادی رهبر؛ استقبال چشمگیر مردم استان کرمانشاه از مقام معظم رهبری، استقبالی که باعث دلگرمی دوستان و برآشفتگی دشمنان این خاک شد؛ البته باید گفت از مردمی که از آزمون بزرگ جنگ تحمیلی سربلندانه و سرافرازانه عبور کرده اند و غیراز این هم انتظار نمی رفت.


مردمی که در زمان پاسداری از نظام اسلامی در خط مقدم مبارزه حضور داشتند و به این حضور همواره افتخار کرده اند؛ البته این واقعه درس بزرگ دیگری بود برای آنانکه شب و روز برای این مرز و بوم نقشه می کشند.

 این استقبال اثبات کرد که علقه و رابطه مقام معظم رهبری با مردم این دیار بس عمیق و ناگسستنی است، آن هم در تمام نسل ها چه آنهایی که گرد گذر ایام برسیمایشان نشسته است و چه آنهایی که طراوت و جوانی در چهره شان انسان را به وجد می آورد و اشک ها و لبخندها خود شاهدی است روشن بر این مدعا.

 البته نباید از نظر دور داشت که امید بسیاری از دشمنان این بود که استقبال چندان گرمی از معظم له صورت نگیرد آن هم به دلایلی چون عدم توجه جدی برخی مدیران اجرایی در رفع مشکلات و معضلات این استان که سبب آن شد تا قدری غبار محرومیت و عدم پیشرفت بر سیمای این استان بنشیند؛ اما تمام این امیدها نا امید شد همچنان که دو سال قبل تر از این مردم والا مقام و یکپارچه غیرت استان کردستان این دست امیدهای واهی را ناامید کردند.

 درس رفتار مردم این استان برای مدیران کم کار گذشته شرمندگی و برای مدیران فعلی انگیزه و تلنگری برای اقدامات مفید و موثر است.

 نکته دیگری که به نظر باید بدان دقت شود این است که یک سوی دیدارها و سفرهای معظم له سرزدن ها و و از نزدیک خبردارشدن ها و احوالپرسی ها و دلجویی ها و رسیدگی به امورها و... توسط ایشان است و سوی دیگر که باید بدان دقت شود آن است که معظم له با رفتارهایشان اشاراتی دارند و به تعبیری راه را نشان می دهند.

 به طور مثال چندسال پیش تر از این که تبلیغ سفر به کیش و قشم و دیگر اماکن از این دست به شدت زیاد شده بود و اکثر قریب به اتفاق رسانه های دیداری و شنیداری عقبه بوقچی این جریان بودند، معظم له با سفر به مناطق عملیاتی جنوب کشور تمام توجهات را را بدان سمت سوق دادند و نگاه دلسوزان نظام و یاران انقلاب را به آن سرزمین ها متوجه ساختند.

 سفر ایشان به کرمانشاه و همچنین سفر دو سال پیش ایشان به کردستان را نیز می توان از این دیدگاه مورد توجه قرار داد و می توان ادعا کرد که ایشان در چند سال اخیر اراده و عظمی جدی برای برطرف ساختن محرومیت از این استان ها دارند که این نکته جای دقت و توجه برای همه دلسوزان انقلاب و سربازان ولایت دارد که همگی باید در این مسیر گام بردارند با هرآن چیزی که از دستشان بر می آید.

البته وظیفه ای جدی و سنگین بر دوش مدیران در همه سطوح؛ از مدیران کشوری گرفته تا مدیران استانی و شهرستانی و... وظیفه ای در جهت رفع محرومیت ها و کم کاری های گذشته.

+ توسط : فواد |چهارشنبه 27 مهر 90 ساعت 8:46 عصر نشان از بی نشانها [ بی نشان] |


شهید سید جمال قریشی - قافله شهداء


 
قبلا (+) هم یادی از شهدای قریشی کرده بودم. خانواده ای در روستای برغان کرج که در مدت حدود یک سال، 4 فرزند خود رو تقدیم اسلام و انقلاب کرد. خاطره امروز راجع به یکی از همون شهداست...
قبل از یکی از عملیاتها، بچه های گردان علی اکبر(ع) میرن پیش رییس جمهور وقت (مقام معظم رهبری) تا هم دیداری داشته باشند و هم روحیه ای بگیرن. تو مراسم هم سید جمال که هم مسئول تبلیغات گردان بوده و هم مداح اهل بیت(ع)، برنامه اجرا می کنه و جلوی حضرت آقا مرثیه سرایی می کنه که ایشون هم خیلی مورد تفقد قرار می ده سید جمال رو. موقع نماز وقتی حضرت آقا میان شروع کنن نماز رو سید جمال که قرار بود مکبر هم باشه شال سبزشو میندازه رو دوش آقا و میگه اینو می ذارم تا تبرک بشه و بعدا می برم تا ایشالله تو جبهه به آرزوم برسم و شهید بشم.
نماز که تموم میشه و میره شال رو بگیره آقا می فرمان که شما هم ساداتی و اگه مشکلی نداره این به عنوان تبرک پیش من بمونه که سید جمال قبول می کنه. بعدا هم حضرت آقا به برخی از دوستان تو لشگر می سپرن تا بیشتر هوای سید جمال رو داشته باشن و نذارن خط بره که حضورش برا بقیه رزمنده ها هم باعث دلگرمیه و قوت قلبه. اتفاقا تو عملیات هم تقریبا مواظب بودن که خط نره و تو عقبه بمونه. ولی تو شلوغی درگیری ها سید هم جلو می ره و به آرزوی دیرینش میرسه و به بردار شهیدش ملحق میشه.
تعریف میکنن بعدها که مجدد گردان میرن خدمت آقا و کسی دیگه بلند میشه مداحی می کنه آقا جویای احوال سید جمال میشه که بهشون میگن که سید شهید شده....
فرارزهایی از وصیتنامه شهید:
ای خدای بزرگ! خود می دانی که تنها آرزویم چیست. خدایا! دلم برای شهادت خیلی تنگ شده است. خدایا! برای من ننگ است که این همه شهدا را دیدم و بخواهم در بستر با مرگ طبیعی از دنیا بروم. برای من، خالقا! ننگ است که دوستانم، همرزمانم با فیض شهادت در صف انبیاء و شهدای کربلای حسین قرار بگیرند و من در بستر بمیرم. پدرجان! اگر برادرت و برادرزاده‌ات و دو فرزندت شهید شدند، مبادا اگر برادرانم خواستند به جبهه بروند مانع شوی، اگر تمام  فرزاندانت شهید شوند باید همه به جبهه بروند و اسلام را در تمامی دنیا سرافراز کنند.


+ توسط : فواد |یکشنبه 17 مهر 90 ساعت 10:28 عصر نشان از بی نشانها [ بی نشان] |



سردار رضایار :در دوران دفاع مقدس ، بنده در سپاه اردبیل حضور داشتم و هر روز شاهد حضور بسیجیان کم سن و سالی بودم که پیش بنده می آمدند و خواستار رفتن به جبهه و مناطق عملیاتی بودند .یک روز نوجوانی کم سن و سال بنام مرحمت بالازاده پیشم آمد و گفت می خواهم به جبهه بروم و لطف کنید مرا هم اعزام کنید. خیلی هم پافشاری می کرد . بنده هم با توجه به کمی سن ایشان ، گفتم : 13 ساله ها نمی توانند به جبهه بروند !


  

 مرحمت هم خیلی غمگین و ناراحت رفت . مدتی پیدا نبود . به پدر و مادرش گفته بود کار مهمی پیش آمده که باید به تهران برود، اما نگفته بود، چه کاری؟
ادامه مطلب...


+ توسط : فواد |دوشنبه 4 مهر 90 ساعت 7:58 عصر نشان از بی نشانها [ بی نشان] |